جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
rigorous
01
سختگیرانه, سفتوسخت
(of a rule, process, etc.) strictly followed or applied
مثالها
To maintain safety, the laboratory follows rigorous procedures for handling chemicals.
برای حفظ ایمنی، آزمایشگاه از روشهای سختگیرانه برای دست زدن به مواد شیمیایی پیروی میکند.
مثالها
A rigorous investigation revealed all the facts surrounding the case.
یک تحقیق دقیق تمام حقایق مربوط به پرونده را آشکار کرد.
مثالها
The rigorous climate in the desert made survival challenging.
آب و هوای سخت در صحرا بقا را چالشبرانگیز میکرد.
درخت واژگانی
rigorously
rigorousness
rigorous
rigor



























