جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
barely
اطلاعات دستوری
مثالها
He barely made it to the bus stop in time for the last bus of the day.
او به زحمت به موقع به ایستگاه اتوبوس رسید تا آخرین اتوبوس روز را بگیرد.
مثالها
She barely made it to the train station before the doors closed.
او به زحمت قبل از بسته شدن درها به ایستگاه قطار رسید.
03
به زحمت, فقط
by a little
درخت واژگانی
barely
bare



























