جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
آنها تصمیم گرفتند بعد از کار در بار محلی برای چند نوشیدنی ملاقات کنند.
میزان (موسیقی), ترازه
رهبر ارکستر به ارکستر علامت داد که در شروع میزان بعدی نواختن را آغاز کند.
قالب
او با یک قالب صابون اسطوخودوس دستهایش را شست.
میله, نرده
سلول زندان برای امنیت میلههای آهنی روی پنجرهها داشت.
کنتور, بار
او به بار تکیه داد، منتظر بود تا بارتندر متوجه او شود.
ممنوعیت, مانع
سابقه کیفری او مانعی برای اشتغال بود.
تیرک افقی, تیرک دروازه
شوت به تیر برخورد کرد و به بیرون پرتاب شد.
کانون وکلای دادگستری, نهاد وکلا
او پس از قبولی در آزمون دولتی به کانون وکلای دادگستری پذیرفته شد.
تپه ماسه ای, ریگزار
کشتی روی یک تپه شنی به گل نشست.
بار, باری
فشار تایر باید حدود 2.2 بار باشد.
نردههای دادگاه که جایگاه قاضی و متهم را از هم جدا میکنند
گزارشگر دادگاه درست خارج از نرده نشسته بود و یک گزارش کلمه به کلمه از جریان دادرسی را ضبط میکرد.
میله گرمایشی, عنصر گرمایشی
میله وسط بخاری از درخشیدن بازایستاد.
میله ثابت, میله تکیهگاه
او یک روال بیعیب و نقص روی میلههای ناهموار اجرا کرد.
نوار, خط
بالهای پرنده نوارهای سفیدی در سراسر خود داشت.
یک قرص مستطیلی زاناکس, یک قرص مستطیلی شکل زاناکس
او یک بار (قرص زاناکس) برای آرام کردن اعصابش قبل از مهمانی مصرف کرد.
بیت, خط
آن بیت چند بار دیوانهوار داشت.
مسدود کردن (یک گذرگاه)
درب قفلشده مسدود کرد ورود به سایت ساخت و ساز را، و از ورود پرسنل غیرمجاز جلوگیری کرد.
مسدود کردن, بستن
صاحب خانه تصمیم گرفت پنجرهها را مسدود کند برای امنیت بیشتر.
منع کردن, ممنوع کردن
عدم رعایت الزامات تحصیلی میتواند دانشآموز را از شرکت در برخی فعالیتهای مدرسه منع کند.
به جز
همه دانشآموزان آزمون را گذراندند، به جز سارا.
درخت واژگانی



























