جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
تمرین
تمرین روزانه یوگا میتواند انعطافپذیری را بهبود بخشد و استرس را کاهش دهد.
در عمل, در مرحله اجرا
راه حل پیشنهادی در تئوری ایده آل به نظر می رسید، اما در عمل با چندین چالش مواجه شد.
عادت
عادت خوشامدگویی به هر مشتری با لبخند در صنعت مهماننوازی ضروری است.
فعالیت حرفهای
وکیل پس از چندین سال کار برای یک شرکت بزرگ تصمیم گرفت دفتر خود را افتتاح کند.
اطلاعات (راجع به نحوه انجام کاری)
تمرین کردن
موسیقیدانها به طور منظم سازهای خود را تمرین میکنند تا مهارتهایشان را بهبود بخشند.
تمرین کردن
او شاگردش را در خوشنویسی تمرین میدهد.
انجام دادن, تمرین کردن
پس از اتمام دانشکده پزشکی، پزشک شروع به تمرین پزشکی در یک بیمارستان شلوغ شهری کرد.
استفاده کردن
این روشهای کشاورزی توسط نسلهای آینده تمرین خواهند شد.
انجام دادن, اجرا کردن
خانواده او در خانه سنتهای هندو را رعایت میکنند.
تمرین کردن, تمرین دادن
معلم دانشآموزان را به تمرین احترام تشویق میکند.
دسیسه کردن, توطئه کردن
سیاستمداران برای دستکاری عموم تمرین کردند.
درخت واژگانی



























