جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Practitioner
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انسان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
practitioners
مثالها
He is a licensed practitioner of alternative medicine, specializing in acupuncture.
او یک پزشک مجاز در پزشکی جایگزین است که در طب سوزنی تخصص دارد.



























