جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
backward
اطلاعات دستوری
مثالها
She took a step backward to create some space.
او یک قدم به عقب برداشت تا کمی فضا ایجاد کند.
مثالها
She counted backward from 50 to help calm her mind.
او از 50 به عقب شمرد تا به آرامش ذهنش کمک کند.
مثالها
The project moved backward due to unforeseen challenges.
پروژه به دلیل چالشهای پیشبینی نشده به عقب برگشت.
04
به عقب، به سمت وضعیت نامطلوب
toward a less favorable state
مثالها
His health seemed to be moving backward after the treatment.
به نظر میرسید سلامتی او پس از درمان به عقب برگشته است.
backward
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
کیفی
شکل عالی
most backward
شکل تفضیلی
more backward
درجهپذیر
مثالها
The backward movement of the car was unexpected.
حرکت عقبگرد ماشین غیرمنتظره بود.
مثالها
The backward student hesitated to approach the teacher after class.
دانشآموز خجالتی پس از کلاس از نزدیک شدن به معلم تردید کرد.
مثالها
The backward student struggled to keep up with the rest of the class.
دانشآموز کندذهن برای همراهی با بقیه کلاس تقلا کرد.
مثالها
The nation's backward industries struggle to compete on the global market.
صنایع عقبمانده کشور در رقابت در بازار جهانی مشکل دارند.
مثالها
The project took a backward turn when key members resigned.
پروژه زمانی که اعضای کلیدی استعفا دادند، یک چرخش به عقب داشت.



























