جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
backward
مثالها
The car suddenly moved backward, causing a minor collision.
ماشین ناگهان به عقب حرکت کرد و باعث یک برخورد جزئی شد.
مثالها
When asked to recite the alphabet backward, she started confidently with Z.
وقتی از او خواسته شد الفبا را معکوس بخواند، با اطمینان با Z شروع کرد.
مثالها
The story moved backward to reveal the character ’s past.
داستان به عقب حرکت کرد تا گذشته شخصیت را آشکار کند.
04
به عقب، به سمت وضعیت نامطلوب
toward a less favorable state
مثالها
The company 's decision to cut corners led them backward in customer satisfaction.
تصمیم شرکت برای کوتاهآوردن منجر به عقبگرد آنها در رضایت مشتری شد.
backward
مثالها
The backward orientation of the camera captured the scene behind the subject.
جهتگیری عقبگرد دوربین صحنه پشت سوژه را ضبط کرد.
مثالها
Despite his skills, his backward personality held him back from socializing with colleagues.
علیرغم مهارتهایش، شخصیت درونگرای او مانع از معاشرت با همکارانش شد.
مثالها
The backward child found it hard to grasp the new concept quickly.
کودک کندذهن به سختی توانست مفهوم جدید را سریعاً درک کند.
مثالها
The backward economy has made it difficult for young people to find jobs.
اقتصاد عقبمانده یافتن شغل را برای جوانان دشوار کرده است.
مثالها
The company 's backward policies caused it to lose its competitive edge.
سیاستهای عقبمانده شرکت باعث از دست دادن مزیت رقابتی آن شد.



























