جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Backside
slang
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انسان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
backsides
مثالها
The toddler fell onto his backside and giggled.
کودک روی کونش افتاد و خندید.
درخت واژگانی
backside
back
side



























