خواستن
ایراد گرفتن
شکایت
درخواست کردن
جواب دادن
ویرایش کردن
پردازش
تنفس دادن
تنفس مصنوعی
مراقبت کردن
نظارت
توسعه
تصویرسازی
فنجان
تشکر کردن
تقاضا
متاسف شدن
ترحمانگیز
ابری
تردید • متوجه شدن
مشکوک
به معنای (چیزی) بودن
مهم
معنی
پذیرایی کردن
راهنمای به کار انداختن
موجب شدن
شرط
بلاشرط
کلافه کردن
تهدید
ناراحت کردن
نیاز داشتن
نیاز
محتاج
عجله کردن
تحت تاثیر قرار دادن
تحت تاثیر قرارگرفته
تاثیر گذاشتن
آسیب زدن
تمام کردن
دفن کردن
باغچه
چیره شدن
سرو کار داشتن
قرار داشتن
دنبال کردن
حمل کردن
حمل
نظرسنجی
معاف
دوست
رضایت بخش
محدود کردن
محدود
اجازه
نتیجه (آزمایش)
نگرانی
پشتیبانی کردن
هوادار
استعداد
رفتن
رویداد
ملاقات کردن
خواستن
جذب کردن
مشتاق
اشتیاق
شروع
شروع کردن
همراهی کردن
همراهی
مراسم تدفین
درک کردن
محدود کردن
محدود
واژه
استدلال کردن
دلیل
خوشآمد گفتن
ارزیابی کردن
نگه داشتن
ظرف
درمان کردن
درمان
رقابت کردن
ادعا
رفع کردن
مسلط بودن
مانع شدن
معلول
کارگاه توانبخشی
اداره (دولتی)