رسمی
در (محل کار)
حفظ کردن
حفظ
اعتراف
هر دو • هر دو,آن دو
پیوست کردن
بژ
معمولی
پا
تقریبا
شامل بودن
مثال
برای مثال
گاز گرفتن
میز کناری,میز جانبی
حق عضویت
سهیم بودن
پیوستن
حضور داشتن
معروف
آشنا
اعلام کردن
اعتراف
تاسف خوردن
آزاردهنده
احساس دلهره
دریافت کردن
تایید کردن
لبخند زدن
دارای قدرت تحمل
قابلیت تحمل
بار کردن
آزردهخاطر
مزاحمت
فشار
رسید
ثابت کردن
کارکنان
توهین کردن
روشنایی
بلژیک
محبوب
محبوبیت
میزان محبوبیت
پارس کردن
اثر ادبی زیبا و هنری
پاداش
بلوگا,ماهی خاویار بلوگا
لذت
نقاشی کردن
متوجه شدن
قابل توجه
محاسبه شدن
تلاش خود را کردن
کوشا
فرد مونث مورد تبعیض
تبعیض
رفتار کردن
نامیدن
نیاز داشتن
استفاده کردن
کاربرپسندانه
کاربرپسندی
نام کاربری
رابط کاربری (کامپیوتر)
بنزین
تماشا کردن
مشاهده
کاشت
راحت
مشورت دادن
مشاور
مشاوره
محاسبه کردن
مجاز
ناحیه
منفعت
مدیر بخش
رفع
آماده
حالا هم
آمادگی
کشیک
تامین کردن
آمادهسازی
پشیمان شدن
کوه
نجات دادن
بِرگ مان (نام خانوادگی)
کوهپیمایی کردن
گزارش
اطلاع دادن
گزارشگری
شلوارک برمودا