ratisser
Pronunciation
/ʁatisˈe/

تعریف و معنی "ratisser"در زبان فرانسوی

ratisser
01

با شن‌کش کشیدن, با شن‌کش جمع کردن

nettoyer ou ramasser avec un râteau
ratisser definition and meaning
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
فعل کنشی
فعل کمکی
avoir
اول‌شخص مفرد
ratisse
اول‌شخص جمع
ratissons
اول‌شخص زمان آینده
ratisserai
وجه وصفی حال
ratissant
اسم مفعول
ratissé
اول‌شخص جمع زمان ناقص
ratissions
مثال‌ها
Il ratisse le sable pour égaliser le terrain de jeu.
او شن را می‌روبد تا زمین بازی را صاف کند.
02

محله‌پویی کردن, به خانه مردم رفتن و برای گرفتن رای صحبت کردن

faire du porte-à-porte pour recueillir des votes ou des soutiens
مثال‌ها
Nous devons ratisser ces immeubles pour convaincre les indécis.
ما باید در این ساختمان‌ها خانه به خانه تبلیغات انتخاباتی کنیم تا افراد مردد را متقاعد کنیم.
03

تجسس کردن, (جایی را) زیر و رو کردن

fouiller méthodiquement et minutieusement un lieu
مثال‌ها
Nous avons ratissé tout l' appartement pour trouver les clés.
ما کل آپارتمان را برای یافتن کلیدها گَردیدیم.
LanGeek
دانلود برنامه
langeek application

Download Mobile App

فروشگاه برنامه