جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
aborder
01
پهلو گرفتن (کشتی), به ساحل رسیدن
approcher un quai ou un rivage pour s'y amarrer
مثالها
Le navire aborde le quai pour charger les marchandises.
کشتی برای بارگیری کالاها به اسکله نزدیک میشود.
02
سر (موضوعی، فعالیتی و...) رفتن, پرداختن به
commencer à traiter ou discuter un sujet ou une activité
مثالها
Nous avons abordé le problème dès le début de la réunion.
ما از ابتدای جلسه مشکل را بررسی کردیم.
03
برخورد کردن به, برخوردن به
entrer en contact avec quelque chose ou quelqu'un par accident
مثالها
Elle a abordé un poteau en marchant dans la rue.
او هنگام راه رفتن در خیابان به یک تیر برخورد کرد.
04
برای صحبت به (کسی) نزدیک شدن, سر صحبت را با (کسی) باز کردن
aller vers quelqu'un pour engager une conversation
مثالها
Elle aborde son collègue pour discuter du projet.
او برای بحث در مورد پروژه به همکارش نزدیک میشود.



























