شمشیربازی
رگبهرگ
شعار
میناکاری
لاک ناخن
زمرد • سبز زمردی
کتشلوار رسمی
اسنورکلینگ,شنا با ماسک و لوله تنفس
لوله تنفس,اسنورکل
[ضمیر اشاره جمع مذکر دور] • [حرف اشاره جمع مذکر دور]
دشوار
باطنیگرایی
باهوش
فضایی
فاصله
فضای تبلیغاتی
جادار
شمشیر
اسپاگتی
پشت
ترسیده
وحشتناک
اسپانیا
زبان اسپانیایی • اسپانیایی
چسب پزشکی
مارچوبه
انقباض عضلانی
ماله (بنایی)
ادویه
ادویهدار
خاص
تخصص
غذای ویژه رستوران,غذای مخصوص خانه
متخصص
تخصص
متخصص
تخصص گرفتن
ادویه زدن
گونه
گونه در معرض خطر,گونه در خطر انقراض
مشخص کردن,تعیین کردن
تماشایی
نمایش
نمایش نور,شوی نوری
نمایش عروسکی
تماشاچی
طیف
گمانهزنی کردن
آیینه
آیینه عقب
آینه جانبی,آینه بیرونی
وحشتناک,ترسناک
امید
امید به زندگی
امیدوار
صبر کردن
ضخامت
جاسوسی کردن
استخوان ماهی
اسفناج
جوش
مارپیچ • مارپیچ
اعتقاد به احضار ارواح
روحیه
روح فداکاری,ایثار
معنویت
چشمگیر
اسفنج
لیف
لیف حمام
همسر
دستبند زدن
دستبند (پلیس)
همسر
اسپرینت کردن
کف
خمیر اصلاح
کفگیر
برداشتن (چربی، خامه و... از روی غذا)
اسکلتی
استخوانبندی
پیشطرح
اسکی
اسکی روی آب
اسکی آلپاین
اسکی صحرانوردی
اسکیباز
اسکی کردن
گوشه
[ضمیر اشاره مفرد مؤنث نزدیک] • [حرف اشاره مفرد مؤنث نزدیک]
ثبات
تأسیس کردن
مؤسسه
اصطبل
اصطبل کردن,در طویله قرار دادن
ایستگاه
ایستگاه آتشنشانی
ایستگاه شارژ,نقطه شارژ