جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
El espasmo
01
انقباض عضلانی, اسپاسم
contracción súbita e involuntaria de un músculo o grupo de músculos
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
ساده
قابل شمارش
جنس دستوری
مذکر
شکل جمع
espasmos
مثالها
Los médicos trataron el espasmo con medicación.
پزشکان اسپاسم را با دارو درمان کردند.



























