انتخاباتی
برق
برقکار
برقی
هیجانانگیز,الکتریکی
الکتریکی کردن,هیجان زده کردن
لوازم برقی
الکترون
(موسیقی) الکترونیک
الکترونیکی
فیل
شکوه و وقار
شیک
واجد شرایط
انتخاب کردن
عنصر
عنصر شیمیایی,عنصر
هنرپیشگان
جن
از بین بردن
بیضی
دستگاه الپتیکال
نخبه
اکسیر
او
آنها
[ضمیر سوم شخص مفرد خنثی]
آنها
سخنوری
خوشزبان
ستودن
تشویق
انتشار
آزادشده
سفارت
سفیر
بستهبندی کردن
کاشیکاری کردن,فرش کردن با کاشی
باردار
بارداری
شرمآور
بارانداز
سوار شدن (هواپیما و ...)
توقیف کردن
مصادره
سوارشدن (هواپیما و...)
مسحور
شیفته، دلباخته
راهبندان
در بطری ریختن
پدال کلاچ
مست
مستکننده (بو و...)
مهار کردن,کنترل کردن
طلسم کردن
طلسم
ذهنخاموشکننده
قیف
گوشت مزهدارشده و فشردهشده
موقعیت اضطراری
مهاجرت
مهاجرت کردن
انتشار
پخش رمزگذاری شده
ایستگاه (رادیو و تلویزیون)
خارج کردن
احساس
هیجانزده
احساسی
هیجانانگیز
متأثر شدن
اموجی
احساساتی بودن,حساسیت
تأثیرگذار
زیادی شیرین
امپانادا
سوخاری (با خردهنان)
کاغذدیواری
ترمیم دندان
مساوی
مساوی کردن (مسابقه)
تساوی (ورزش)
همدلی
با همدلی
همدل
گرو گذاشتن
بدترشدن
بدتر شدن
امپراتور
ملکه,ملکه
شروع شدن
تجربهگرایی
کارمند
کارمند تشییع جنازه,آمادهکننده جسد
کار
فقیر کردن
تضعیف
روی تخم خوابیدن (پرندگان)
کممعاشرت • درسخوان,نمرهای