جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
La emanación
01
انتشار, نشر
acción de difundir, emitir o hacer salir algo de un origen
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
جنس دستوری
مؤنث
شکل جمع
emanaciones
مثالها
Las plantas industriales controlan la emanación de químicos peligrosos.
کارخانههای صنعتی انتشار مواد شیمیایی خطرناک را کنترل میکنند.
02
بو
olor que se desprende de algo
مثالها
La emanación del basurero era insoportable.
انتشار بو از محل دفن زباله غیرقابل تحمل بود.



























