جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
La embajada
01
سفارت
oficina oficial de un país en otro país que representa sus intereses y protege a sus ciudadanos
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
جنس دستوری
مؤنث
شکل جمع
embajadas
مثالها
Necesito ir a la embajada para renovar mi pasaporte.
من باید به سفارت بروم تا گذرنامهام را تمدید کنم.



























