پیشغذا • ورودی,در حال ورود
وارد شدن
وحشت زده شدن,کنترل خود را از دست دادن
ورود بدون اجازه,دخول بدون مجوز
بین
پشتصحنه
تحویل
تحویل در محل,خدمت تحویل
مراسم اهدای جوایز
تحویل دادن
در ازدواج واگذار کردن,در مراسم ازدواج تسلیم کردن
در هم تنیدن
پیشغذا
مربی
تمرین
تمرین کردن
کشاله ران,میان دو ران
میان اشکوب (در سالن تئاتر)
سرگرم کردن
سرگرمکننده
سرگرمی
وقت استراحت (بین دو نیمه)
مصاحبه
مصاحبه کاری
مصاحبهکننده
مصاحبه کردن
ناراحت کردن
بیحس
بیحسی
پراشتیاق
هیجانزده کردن
شور و شوق
مشتاق • پراشتیاق
برشمردن
گفتن
قوطی (فلزی)
پیر شدن
پیرشدن
مسموم,زهرآلود
خبرنگار اعزامی
خبرنگار ویژه
فرستادن
ارسال از طریق ایمیل,ارسال از طریق پست الکترونیکی
ارسال اسپم
حسادت
حسادت کردن
حسود
ارسال
کادو کردن
گچکاری کردن
آنزیم
بادی
مرکز
بیماری همهگیر
مربوط به همهگیرشناسی
اپیگرام
صرع
مؤخره
قسمت
گورنوشته
دوره
زمان سخت,سالهای لاغر
سالهای فراوانی,دوران رونق
انصاف
منطقی
تعادل
چمدان
چمدان دستی
تیم
سیستم صوتی
تجهیزات رایانه,سختافزار رایانه
اسبسواری
اشتباه
اشتباه
اشتباه کردن
عصر
حالت تدافعی گرفتن
ارگونومی
ایستاده
جوجهتیغی
خانقاه
خرچنگ گوشهگیر
فرسایش
فرسایش دادن,ساییدن
ریشهکنی
از بین بردن
غلط چاپی,اشتباه تایپی
خطا
علم و دانش
خارش
[ضمیر اشاره مفرد مؤنث دور] • [حرف اشاره مفرد مؤنث دور]
[ضمیر اشاره جمع مؤنث دور] • [حرف اشاره جمع مؤنث دور]
لاغر
پیش طرح زدن
ذره
ترشی شده,در سرکه و ادویه نگهداری شده