جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
مربا
میشه لطفاً شیشه مربای تمشک رو بهم بدی؟
اخلال, اخلال الکترونیکی
ازدحام, جمعیت
گیر, مشکل
دانک, پرش و ضربه محکم به حلقه
او ضدحمله سریع را با یک دانک قدرتمند به پایان رساند.
آهنگ مورد علاقه, ترک مورد علاقه
آن آهنگ جدید آهنگ موردعلاقه تابستانی من است.
چپاندن, درهم فشردن
در عجله، او مجبور شد قبل از رفتن کاغذها را در کولهپشتیاش حاش کند.
پارازیت انداختن
در طول عملیات نظامی، دشمن سعی کرد کانالهای ارتباطی ما را مختل کند.
له کردن
ورزشکاران اغلب در حین فعالیتهای ورزشی شدید انگشتان خود را میفشارند، که باعث ناراحتی موقت میشود.
گیر کردن, قفل شدن
پرینتر گیر کرد وقتی چندین برگ کاغذ در فیدر گیر کرد.
مسدود کردن, شلوغ کردن
طرفداران پس از بازی خیابانهای خارج از استادیوم را پر کردند.
بدون تمرین نواختن, بدون نت زدن، فیالبداهه نواختن
موسیقیدانها در کلاب جاز جمع شدند تا تا دیروقت جم کنند.
سریع حرکت کردن
اگر میخواهیم آخرین قطار را بگیریم، باید عجله کنیم.



























