جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
excruciating
مثالها
The patient described the excruciating agony of a migraine that lasted for hours.
بیمار درد طاقتفرسای میگرنی را توصیف کرد که ساعتها طول کشید.
درخت واژگانی
excruciatingly
excruciating
excruciate



























