جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
ductile
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
کیفی
شکل عالی
most ductile
شکل تفضیلی
more ductile
درجهپذیر
مثالها
The sculptor used the ductile clay to mold intricate figurines with delicate details.
مجسمهساز از خاک رس انعطافپذیر برای قالبگیری مجسمههای پیچیده با جزئیات ظریف استفاده کرد.
02
مهارپذیر, مطیع، سربهراه
easily influenced or adaptable
مثالها
Sarah's ductile personality made her an ideal candidate for leadership roles, as she could adapt to different team dynamics with ease.
شخصیت انعطافپذیر سارا او را به یک نامزد ایدهآل برای نقشهای رهبری تبدیل کرد، زیرا او میتوانست به راحتی با پویاییهای مختلف تیم سازگار شود.
درخت واژگانی
ductileness
ductile



























