جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
انجام دادن, کردن
فردا چه میکنی؟
کار کردن
شغل شما چیست؟
[فعل مصنوعی]
مهم است که تکالیف خود را قبل از کلاس انجام دهید.
داشتن, ارائه دادن، انجام دادن
چه کسی انجام میدهد کترینگ برای رویداد شرکتی را؟
حل کردن
من نمیتوانم این معادلات پیچیده را بدون ماشین حساب انجام دهم.
خواندن, مطالعه کردن
آیا در کلاسهای ادبیات خود شکسپیر خواندهاید؟
رابطه جنسی داشتن, رابطه جنسی برقرار کردن
او هر شب قبل از خواب همسرش را میکرد.
تقلید کردن, ادا درآوردن
آیا میتوانید لهجه بریتانیایی را مانند آنچه در فیلمها انجام میدهند، انجام دهید؟
اجرا کردن (نمایش و...)
گروه تئاتر این فصل اجرا میکند "رومئو و ژولیت" را.
مخدر مصرف کردن
او در مهمانی کوکائین مصرف کرد تا پرانرژیتر شود.
رسیدگی کردن (به کار کسی)
آرایشگر میتواند ساعت 5 بعدازظهر موهای شما را کوتاه کند.
حساب (کسی را) رسیدن, زدن، کشتن
آنها کتک زدند به فرد آزارگری که هفتهها آنها را اذیت میکرد.
دستبرد زدن, دزدی کردن
دزدها دیشب یک جواهرفروشی را انجام دادند.
سر (کسی) کلاه گذاشتن
مراقب آن فروشنده باشید؛ او به کلاهبرداری از مردم روی اقلام نادر شهرت دارد.
جریمه کردن
مقامات پس از یک تحقیق دقیق او را به دلیل اختلاس کردند.
کار (کسی) تمام بودن (استعاری)
خانه توسط طوفان نابود شد، و تنها آوار به جا ماند.
تمام کردن, به اتمام رساندن
طی کردن (مسافت)
در طول رویداد دوچرخهسواری، شرکتکنندگان هدفشان پیمودن حداقل 100 مایل است.
کافی بودن, مناسب بودن
'آیا به صندلی بیشتری برای مهمانی نیاز دارید؟' 'نه، این چهار تا کافی است.'
زندانی بودن, حبس کشیدن
او به دلیل کلاهبرداری یقه سفید دو سال زندانی شد.
سرعت داشتن
دوچرخهسوار در حال حرکت با سرعت 20 کیلومتر در ساعت در سربالایی بود.
بازدید کردن (از جای دیدنی), دیدن کردن
ما برنامه ریزی کردهایم که در سفرمان به ایتالیا، رم و فلورانس را انجام دهیم.
رفتن (یک مسافت)
ما سفر بینکشوری را در سه روز انجام دادیم.
پختن
چگونه میخواهید تخممرغهایتان برای صبحانه آماده شوند؟
رسیدن (به عدد خاصی در فروش)
شرکت قصد دارد تا پایان سال مالی به یک میلیون در فروش دست یابد.
عمل کردن
شما باید همانطور که والدینتان توصیه میکنند انجام دهید؛ آنها تجربه دارند.
اثر داشتن, تأثیر خاصی داشتن
ورزش منظم میتواند برای سلامت و رفاه کلی شما بسیار انجام دهد.
بودن, پیش رفتن
پروژه چطور پیش میرود؟ پیشرفت قابل توجهی داشتهاید؟
تغییر دادن, تزئین کردن
ما قصد داریم آشپزخانه را به سبک مدرن بسازیم.
[برای اشاره به فعل قبلی در جمل]
'آیا گزارش را تا جمعه تمام خواهی کرد؟' 'من تمام تلاشم را برای انجام آن خواهم کرد.'
[در جملات سوالی یا منفی]
آیا از نواختن آلات موسیقی لذت میبرید؟
واقعاً (برای تأکید)
حتماً قبل از شروع به دستورالعملها با دقت گوش دهید.
[برای مؤدبانه ترغیب کردن به انجام کاری]
لطفاً داخل شوید و مانند خانه خودتان رفتار کنید.
گذراندن, اختصاص دادن
او یک تابستان را در یک مزرعه کار کرد تا پول پسانداز کند.
تقلید کردن, مانند انجام دادن
او یک رابین هود کرد و از ثروتمندان دزدید تا به فقرا بدهد.
انجام دادن, اجرا کردن
میتوانی ظرفها را بعد از شام امشب بشویی؟
دو, اوت
دکترای استئوپاتی, مدرک دکترای استئوپاتی
مهمانی, پارتی
درخت واژگانی



























