جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
crowded
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
صفتِ اسم مفعولی
کیفی
شکل عالی
most crowded
شکل تفضیلی
more crowded
درجهپذیر
مثالها
The crowded room was packed with partygoers dancing and chatting.
اتاق شلوغ پر از مهمانانی بود که میرقصیدند و گپ میزدند.
درخت واژگانی
overcrowded
uncrowded
crowded
crowd



























