جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
crazily
01
دیوانه وار, به صورت کنترل نشده
in a wild or out-of-control way, often with sudden or erratic movement or behavior
مثالها
The lights flickered crazily as the storm raged outside.
چراغها دیوانهوار چشمک میزدند در حالی که طوفان در بیرون میتوفید.
02
دیوانه وار, با اشتیاق شدید
with intense excitement or passion
مثالها
She 's crazily committed to training for the marathon.
او دیوانهوار به تمرین برای ماراتن متعهد است.
مثالها
The days are passing crazily fast.
روزها دیوانهوار سریع میگذرند.
درخت واژگانی
crazily
crazy
craze



























