جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
crazily
01
دیوانه وار, به صورت کنترل نشده
in a wild or out-of-control way, often with sudden or erratic movement or behavior
غیررسمی
اطلاعات دستوری
مثالها
She ran crazily through the streets, laughing and waving her arms.
او دیوانهوار در خیابانها دوید، میخندید و دستهایش را تکان میداد.
02
دیوانه وار, با اشتیاق شدید
with intense excitement or passion
غیررسمی
مثالها
He talked crazily about his new business idea.
او دیوانهوار در مورد ایده جدید کسب و کارش صحبت کرد.
غیررسمی
مثالها
It's been crazily hot this summer.
این تابستان دیوانهوار گرم بوده است.
درخت واژگانی
crazily
crazy
craze



























