جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
پیشخوان
صندوقدار پشت پیشخوان ایستاده بود.
ژتون (برای بازی یا قمار), مهره (بازی)
بازی با مهرههای رنگی برای هر بازیکن همراه بود.
پیشخوان (آشپزخانه), کانتر
بوفه شامل بشقابها و قاشقچنگالها بود.
شمارنده, متر
شمارنده تعداد اقلام فروخته شده را ردیابی کرد.
ضربه متقابل, پاسخ
بوکسور پس از جَب یک کانتر تیز زد.
پاشنه کفش, قسم پشتی کفش
کفاش پاشنه فرسوده کفش را تعویض کرد.
شمارنده, ثبت شمارش
برنامه از یک شمارنده برای ردیابی تکرارها استفاده میکند.
پاسخ, واکنش
او با یک پاسخ هوشمندانه پاسخ داد.
شمارنده, حسابگر
شمارنده تمام آرا را شمارش کرد.
مقابله کردن, تلافی کردن، جواب دادن
مصرف ویتامین C میتواند به مقابله با اثرات سرماخوردگی کمک کند.
پاسخ دادن, مقابله کردن
او با ارائه مدارکی که بیگناهی او را ثابت میکرد، به اتهامات او پاسخ داد.
مخالف, مقابل
وکیل یک استدلال مخالف به درخواست ارائه کرد.
مخالف, در جهت مخالف
دوچرخهسوار در امتداد مسیر خلاف جهت پدال زد.
مقابل, ضد
استدلال مخالف نقطه اصلی بحث را به چالش کشید.
درخت واژگانی



























