جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
colossal
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
کیفی
شکل عالی
most colossal
شکل تفضیلی
more colossal
درجهپذیر
مثالها
The scientist discovered a colossal iceberg floating in the polar waters, dwarfing the surrounding ice formations.
دانشمند یک کوه یخ عظیم را کشف کرد که در آبهای قطبی شناور بود و سازههای یخی اطراف را کوچک نشان میداد.
مثالها
She felt a colossal sense of relief after the successful resolution of the issue.
او پس از حل موفقیتآمیز مشکل، احساس عظیمی از آرامش را تجربه کرد.



























