جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
colossal
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
کیفی
شکل عالی
most colossal
شکل تفضیلی
more colossal
درجهپذیر
حوزه
size, scale, magnitude
مثالها
The ancient ruins revealed the remains of a colossal structure that once stood as a testament to architectural marvels.
ویرانههای باستانی بقایای یک سازه عظیم را آشکار کرد که زمانی به عنوان گواهی بر شگفتیهای معماری ایستاده بود.
مثالها
The project faced a colossal challenge, requiring immense resources and effort.
پروژه با یک چالش عظیم روبرو شد که به منابع و تلاش زیادی نیاز داشت.
LanGeek



























