جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Blue blood
01
اصل و نسب, اصیلزادگی
membership in a family of noble rank or social prominence
formal
idiom
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
غیرقابل شمارش
مثالها
Blue blood in literature often symbolizes inherited privilege and status.
باشگاه انحصاری فقط افرادی با ارتباطات خون آبی را میپذیرد، که عضویتی نخبه و پرستیژ را تضمین میکند.
1.1
عضو طبقه بالای اجتماعی, با اصل و نسب
someone who is born in a family that is of noble rank or social prominence
مثالها
Being blue blood comes with social expectations and responsibilities.
با کار سخت و عزم راسخ، او نردبان اجتماعی را بالا رفت و به یک خون آبی واقعی تبدیل شد، که در جامعه بالا احترام را فرمان میدهد.



























