جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
unvarnished
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
مرکب
کیفی
شکل عالی
most unvarnished
شکل تفضیلی
more unvarnished
درجهپذیر
مثالها
His unvarnished critique provided valuable insights without sugarcoating the facts.
نقد بیپرده او بینشهای ارزشمندی را بدون شیرینگویی واقعیتها ارائه داد.
02
بدون ورنیز, ورنیز نشده
not having a coating of stain or varnish



























