جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
unconventional
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
مرکب
کیفی
شکل عالی
most unconventional
شکل تفضیلی
more unconventional
درجهپذیر
مثالها
The artist 's unconventional approach to painting, using everyday objects as brushes, fascinated art enthusiasts.
رویکرد غیر متعارف هنرمند به نقاشی، با استفاده از اشیاء روزمره به عنوان قلمو، علاقهمندان به هنر را مجذوب خود کرد.
درخت واژگانی
unconventional
conventional
convention
convene



























