جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
uncooked
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
مرکب
کیفی
شکل عالی
most uncooked
شکل تفضیلی
more uncooked
درجهپذیر
حوزه
food, preparation, state
مثالها
The uncooked vegetables were crisp and fresh, perfect for a salad.
سبزیجات خام ترد و تازه بودند، برای سالاد عالی بودند.
LanGeek
اپلیکیشن موبایل ما را دانلود کنید
درخت واژگانی
uncooked
cooked
cook



























