جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
biting
مثالها
She pulled her coat tighter against the biting cold as she waited for the bus.
او کتش را محکمتر در برابر سرمای گزنده کشید در حالی که منتظر اتوبوس بود.
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
صفتِ وجه وصفی حال
کیفی
شکل عالی
most biting
شکل تفضیلی
more biting
درجهپذیر
مثالها
The biting criticism in the review was difficult to ignore, even if it was meant to be constructive.
انتقاد تند در بررسی نادیده گرفتنش سخت بود، حتی اگر قرار بود سازنده باشد.
درخت واژگانی
bitingly
biting
bite



























