جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
او سومین نفر در صف کنسرت بود.
سوم, مقام سوم
مدال آور برنز سومین فردی بود که در المپیک به خط پایان رسید.
سوم, رتبه سوم
او به عنوان افسر سوم در کشتی منصوب شد.
سوم, سهم
یک سوم برش از پای گم شده بود.
سوم, در دنده سوم
او در دنده سوم به سمت تپه رفت.
سوم, سطح سوم
دانشآموزان کلاس سوم در حال مطالعه کسرها هستند.
سوم, سوم
هر آیتم سوم را از لیست حذف کنید.
اگر کیک تعارف میکنی، یک سوم میگیرم.
سوم, سومین
او در مسابقه املاء به عنوان سوم تمام کرد.
سوم, برنده مدال برنز
سوم با افتخار مدال برنز خود را پذیرفت.
سوم, سومین نفر
سومین نفر در فرماندهی زمانی که دو نفر اول غایب بودند، مسئولیت را بر عهده گرفت.
سوم, فاصله سوم
هارمونی حول یک سوم ساخته شده بود.
سوم در آن آکورد به آن کیفیتی شاد میبخشد.
کالاهای درجه سه, محصولات درجه دو
این شلوارهای جین درجه سه هستند، به همین دلیل ارزان هستند.
سهم سوم, سهم بیوه
بیوه پس از اثبات وصیت، سهم سوم خود را دریافت کرد.
اول، دادهها را مرور میکنیم؛ دوم، روندها را تحلیل میکنیم؛ و سوم، راهحلها را پیشنهاد میدهیم.
سوم, در جایگاه سوم
هیل در دور آخر ماراتن سوم شد.
درخت واژگانی



























