جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
لایحه
پس از چندین مناظره، لایحه تصویب شد و به قانون تبدیل شد.
صورتحساب
او پس از اتمام غذایش از پیشخدمت صورتحساب را خواست.
او یک اسکناس دو دلاری در کیف پول قدیمی پدربزرگش پیدا کرد.
قبض, صورتحساب
من قبض برق را بهصورت آنلاین قبل از موعد مقرر پرداخت کردم.
منقار, نوک
منقار اردک صاف است و برای تصفیه آب سازگار شده است.
بروشور, تراکت
فروشندگان خیابانی بروشورها را به رهگذران دادند.
لیست برنامهها (در تئاتر، کنسرت و...)
کنسرت دارای یک برنامه متنوع از اجراکنندگان بود.
او لبه کلاه بیسبال خود را تنظیم کرد تا چشمانش را از نور خورشید روشن بعدازظهر محافظت کند.
داس, تبر
کشاورز از یک تبر برای هرس شاخهها استفاده کرد.
صورتحساب, فاکتور
فهرست تمام بازیگران و صحنهها را فهرست کرده بود.
اسکناس صد دلاری, اسکناس 100 دلاری
او یک اسکناس صد دلاری را به عنوان انعام به گارسون داد.
صورتحساب کردن, ارسال فاکتور
پیمانکار برای کار تکمیل شده به مشتری صورتحساب داد.
اعلام کردن, تبلیغ کردن
سیرک در سراسر شهر با پوسترهای رنگی اعلام شد.



























