جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
غرق شدن, به زیر آب رفتن
سنگ سنگین به سرعت به پایین دریاچه رفت، با پاشش خفیفی زیر سطح ناپدید شد.
غرق کردن, به زیر آب بردن
کاپیتان تصمیم گرفت عمداً کشتی قدیمی را غرق کند، که یک صخره مصنوعی ایجاد کرد.
به زیر آب رفتن, غرق شدن (در آب)
همانطور که کشتی آب میگرفت، شروع به غرق شدن آهسته در اعماق اقیانوس کرد.
فرو رفتن
همانطور که او روی ساحل شنی قدم گذاشت، انگشتان پایش در دانههای گرم فرو رفت.
سقوط کردن, پایین آمدن
پس از رکود اقتصادی، ارزش ارز شروع به کاهش کرد.
فرورفتن, پایین رفتن
همانطور که فشار هوا کاهش یافت، بالن هلیوم شروع به فرورفتن به سمت زمین کرد.
در زمین فرو بردن, در زمین فرو کردن
کارگران ساختمانی از ماشینآلات برای فرو بردن تیرها در فونداسیون ساختمان استفاده کردند.
فرورفتن, پایین آمدن
او تصمیم گرفت به صندلی راحت فرو رود، از لحظهای آرامش لذت ببرد.
از بین بردن
منفیبافی مداوم او شروع به تضعیف روحیه تیم کرد.
فرو بردن
او چاقو را به راحتی فرو برد در کره، سطح صاف را برید.
سینک, ظرفشویی
او سینک را با آب گرم و صابونی پر کرد تا ظروف کثیف را بشوید.
سینک, ظرفشویی
تاسیسات صنعتی یک حوضچه تهنشینی برای جمعآوری فاضلاب داشت.
دولین, چاه کارستی
آب باران جمعآوری شده در دولین طبیعی منطقه کارست.
جاذب
چاهک کربن مقادیر زیادی CO₂ را از جو جذب میکند.
درخت واژگانی



























