جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Rock
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
ساده
قابل شمارش
شکل جمع
rocks
مثالها
She collected interesting rocks during her trip to the beach.
او در سفرش به ساحل، سنگهای جالبی جمعآوری کرد.
02
آبنبات سنگی, شیرینی سخت
a hard, brightly colored stick candy, often peppermint-flavored
مثالها
Children bought sticks of seaside rock.
کودکان چوبهای آبنبات سنگی ساحلی خریدند.
03
سنگ, صخره
material composed of aggregates of minerals forming the Earth's crust
مثالها
Granite is a common type of rock.
گرانیت یک نوع رایج سنگ است.
04
تکان, نوسان
a swaying movement, especially side-to-side motion
مثالها
The boat experienced a dangerous rock in rough seas.
قایق یک تکان خطرناک را در دریای متلاطم تجربه کرد.
مثالها
Through all the ups and downs in life, she has been my rock, always there when I needed her.
در میان تمام فراز و نشیبهای زندگی، او صخره من بوده است، همیشه آنجا وقتی به او نیاز داشتم.
06
سنگ, صخره
crack cocaine in solid, smokable form
عامیانه
مثالها
He was caught with a few rocks in his jacket pocket.
او با چند سنگ کراک در جیب کتش دستگیر شد.
to rock
01
تاب خوردن, تکانتکان خوردن
to gently move from one side to another
Intransitive
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
فعل حرکتی
باقاعده
زمان حال
rock
سومشخص مفرد
rocks
وجه وصفی حال
rocking
گذشته ساده
rocked
اسم مفعول
rocked
مثالها
The boat rocked gently on the calm waters.
قایق به آرامی روی آبهای آرام تکان میخورد.
02
تکان دادن, جنباندن
to cause someone or something to move gently from one side to another
Transitive: to rock sth
مثالها
She gently rocked the baby in her arms, calming him with the soothing motion.
او به آرامی کودک را در آغوشش تکان داد، با حرکت آرامشبخش او را آرام کرد.
03
تکان دادن, شوکه کردن
to shock or surprise someone in a strong way
مثالها
The discovery of the ancient city rocked the archaeology field.
کشف شهر باستانی تکان دهنده بود در زمینه باستانشناسی.
04
با استایل پوشیدن, با اعتماد به نفس نشان دادن
to wear or carry something confidently, often clothing or accessories
عامیانه
مثالها
She rocks that jacket like no one else.
او آن ژاکت را طوری میپوشد که هیچکس دیگر نمیپوشد.
درخت واژگانی
rockery
rocklike
rocky
rock



























