جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
rigorous
01
سختگیرانه, سفتوسخت
(of a rule, process, etc.) strictly followed or applied
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
کیفی
شکل عالی
most rigorous
شکل تفضیلی
more rigorous
درجهپذیر
مثالها
The school has a rigorous dress code that all students must follow.
مدرسه یک کد لباس سختگیرانه دارد که همه دانشآموزان باید از آن پیروی کنند.
مثالها
She followed the cooking instructions in a rigorous way, so her meals tasted the same every time.
او دستورالعملهای آشپزی را به روشی سختگیرانه دنبال کرد، بنابراین غذایش هر بار یکسان مزه میکرد.
مثالها
The hikers faced a rigorous journey through the freezing mountains.
کوهنوردان با یک سفر سخت از میان کوههای یخزده روبرو شدند.
درخت واژگانی
rigorously
rigorousness
rigorous
rigor



























