جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
accurately
اطلاعات دستوری
قید حالت
مثالها
The scientist measured the temperature accurately using calibrated instruments.
دانشمند دما را به دقت با استفاده از ابزارهای کالیبره شده اندازه گیری کرد.
مثالها
The basketball player correctly aimed for the hoop and scored.
بازیکن بسکتبال به درستی به حلقه هدف گرفت و امتیاز گرفت.
مثالها
The carpenter correctly measured the length before cutting the wood.
نجار قبل از بریدن چوب طول را به درستی اندازه گرفت.
LanGeek
اپلیکیشن موبایل ما را دانلود کنید
درخت واژگانی
inaccurately
accurately
accurate
accur



























