جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
قرار دادن, نصب کردن
گالری آثار هنرمندان محلی را برای نمایشگاه نصب کرد.
ساختن, برپا کردن
تیم ساخت و ساز یک ساختمان اداری جدید در مرکز شهر بنا خواهد کرد.
حفظ کردن, قوطی کردن
آیا دوست دارید برایتان کمی سس سیب نگهداری کنم؟
برای فروش در حراج گذاشتن, برای فروش ارائه دادن
او تصمیم گرفت ساعت عتیقه خود را برای فروش در مزایده قرار دهد.
پیشنهاد دادن, نامزد کردن
او نام جان را به عنوان نامزد برای جایزه کارمند ماه پیشنهاد داد.
فراهم کردن, حمایت کردن
دولت برای کمک به تأمین مالی تحقیقات در مورد انرژیهای تجدیدپذیر پول فراهم میکند.
جا دادن, اسکان دادن
آنها دوستان خود را برای چند شب در طول بازدیدشان اسکان دادند.
سرهم کردن, مونتاژ کردن
آنها برای سفر کمپینگ آخر هفته یک چادر در حیاط خلوت برپا کردند.
افزایش دادن, بالا بردن
آنها تصمیم گرفتند ماه آینده اجاره را افزایش دهند.



























