جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
پردازش, فرآوری
مواد خام پردازش میشوند تا محصول نهایی در تولید ایجاد شود.
پردازش کردن
برنامه کامپیوتری دادههای ورودی را پردازش کرد، محاسبات را انجام داد و خروجی مطلوب را تولید کرد.
پردازش کردن, رسیدگی کردن
مامور پلیس متهم را پردازش کرد با گرفتن اثر انگشت او، جمعآوری شواهد و آغاز فرآیند ثبت.
اطلاع دادن, تحویل دادن
مامور تعیین شده توسط دادگاه اخطار تخلیه را پردازش کرد و شخصاً آن را به مستاجر در محل سکونتش تحویل داد.
رژه رفتن, در صفوف منظم حرکت کردن
سربازان با دقت از زمین رژه عبور کردند، مهارتهای رژهروی منظم خود را به نمایش گذاشتند.
اقدام قانونی کردن, روند قانونی را آغاز کردن
مقامات فعالیت متقلبانه را پردازش کردند، با بررسی شواهد و ساختن پروندهای محکم برای تعقیب قانونی.
پردازش کردن, تحلیل کردن
مدتی طول کشید تا او دستورالعملها را پردازش کند.
فرآیند, روند، پروسه
فرآیند بهبودی زمان میبرد.
فرآیند, روند، پروسه
فرآیند تولید شامل چندین مرحله از تولید است.
فرآیند شناختی
حل مسئله یک فرآیند شناختی پیچیده است.
برآمدگی, فرآیند
زائده ستون فقرات برای عضلات نقطه اتصال فراهم میکند.
فرآیند ناخودآگاه, مکانیسم ناخودآگاه
رویاها فرآیندهای ناخودآگاه در حال انجام را منعکس میکنند.
احضاریه, دستور قضایی
وکیل به متهم یک روند قضایی ابلاغ کرد.
فرآیند سیستماتیک
سیستم عامل به طور کارآمد چندین فرآیند را به طور همزمان مدیریت میکند، اطمینان حاصل میکند که هر یک بدون دخالت به طور مستقل عمل میکنند.
درخت واژگانی



























