جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
پذیرفتن, قبول کردن
او مسئولیت مراقبت از سگ را پذیرفت.
باور داشتن
در تحقیقات علمی، بسیار مهم است که فقط شواهد پشتیبانی شده را بپذیریم و ادعاهای بیاساس را رد کنیم.
موافقت کردن (با شرایط و مفاد)
او با خوشحالی پیشنهاد کار از شرکت معتبر را پذیرفت.
پذیرفتن
تیم چالش رقابت با قهرمانان حاکم را پذیرفت.
پذیرفتن (عضویت کسی)
سازمان اعضای جدیدی را که مأموریت و ارزشهای آن را به اشتراک میگذارند، میپذیرد.
به عهده گرفتن
مشتری صورت حساب خدمات ارائه شده را پذیرفت و مبلغ را به سرعت تسویه کرد.
خود را تطبیق دادن, تحمل کردن
ساکنان با اکراه سر و صدای سایت ساخت و ساز را به عنوان یک ناراحتی موقت پذیرفتند.
تصویب کردن (به واسطه نهاد قانونگذاری)
کمیته به پذیرش گزارش بودجه سالانه ارائه شده توسط بخش مالی رای داد.
خواندن, خوردن
پورت USB روی کامپیوتر برای پذیرش دستگاههای جانبی مختلف طراحی شده است.
درخت واژگانی



























