جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
évoquer
01
تداعی کردن, یادآوری کردن، به یاد آوردن
rappeler un souvenir, faire venir à l'esprit
مثالها
Sa voix évoque des souvenirs agréables.
صدایش خاطرات خوشایند را برمیانگیزد.
02
پرداختن به, ذکر کردن، اشاره کردن به
parler de quelque chose, mentionner
مثالها
Elle a évoqué son projet devant ses collègues.
او پروژه خود را در مقابل همکارانش ذکر کرد.



























