جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
refaire
01
بازسازی کردن, تعمیر کردن
réparer, reconstruire ou rénover quelque chose
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
مشتق
فعل کنشی
بیقاعده
فعل کمکی
avoir
اولشخص مفرد
refais
اولشخص جمع
refaisons
اولشخص زمان آینده
referai
وجه وصفی حال
refaisant
اسم مفعول
refait
اولشخص جمع زمان ناقص
refaisions
مثالها
Il faut refaire la toiture après la tempête.
باید پس از طوفان سقف را دوباره ساخت.



























