جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
rater
01
موفق نشدن, مردود شدن، شکست خوردن، نتیجه ندادن
ne pas réussir quelque chose
مثالها
Elle a raté son entretien d' embauche.
او شکست خورد در مصاحبه شغلیاش.
02
از دست دادن, خراب کردن، (تیر) نخوردن
ne pas réussir à attraper ou à profiter de quelque chose
مثالها
Elle a raté son rendez-vous important.
او قرار مهم خود را از دست داد.



























