جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
exposé
01
به نمایش گذاشتهشده, در معرض نمایش قرارگرفته
présenté au public ou vulnérable à quelque chose
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
صفتِ اسم مفعولی
کیفی
شکل عالی
le plus exposé
شکل تفضیلی
plus exposé
درجهپذیر
مفرد مذکر
exposé
جمع مذکر
exposés
مفرد مؤنث
exposée
جمع مؤنث
exposées
مثالها
Les produits exposés en vitrine attirent les clients.
محصولات نمایشدادهشده در ویترین مشتریان را جذب میکنند.
02
متمایل, در جهت، به سوی
orienté dans une direction spécifique
مثالها
Les fenêtres exposées à l' est captent le soleil du matin.
پنجرههای روبهرو با شرق آفتاب صبح را میگیرند.
03
در معرض خطر, در خطر
soumis à un danger ou une menace
مثالها
Cette région est exposée aux tremblements de terre.
این منطقه در معرض زلزلهها قرار دارد.
L'exposé
[gender: masculine]
01
ارائه, کنفرانس
présentation orale ou écrite sur un sujet précis
مثالها
Son exposé PowerPoint était très professionnel.
ارائه پاورپوینت او بسیار حرفهای بود.
02
گزارش, شرح، مقاله
article ou révélation de faits cachés
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
جنس دستوری
مذکر
شکل جمع
exposés
مثالها
L' exposé révélait des pratiques illégales.
مقاله تحقیقی شیوههای غیرقانونی را آشکار میکرد.



























