استقبال کردن
فرهنگپذیری
تجمع
جمع کردن
اتهام
متهم
متهم کردن
خرید
خریدن
خریدار
اتمام
تمام کردن
ترش
ترشی (طعم)
فولاد
فولاد ضد زنگ,فولاد ضد زنگ
اوج,قله
جوش
کسب کردن
کسب
تبرئه شده
تبرئه
بندباز
بندبازی
آکریلیک
عمل
هنرپیشه
هنرمند دوبله,بازیگر صدا
بازیگر نقش دوم,بازیگر مکمل
فعال • (فرد) شاغل
سهام
فعال کردن
فعالیت
به روز کردن
اخبار
اکنون
تیزهوشی
انطباقپذیر
تطبیق
سازگار شدن
اعتیاد,وابستگی
افزودنی غذایی,ماده افزودنی غذایی
صورتحساب
اضافه کردن
مناسب
عضو شدن
چسب • چسبدار
صفت (در دستور زبان)
قبول کردن
مدیر
اداری
اداره
طرفدار
تحسین
پذیرش
دیانای
نوجوان
نوجوانی
نوجوان
به فرزندی پذیرفتن
(فرزند، پدر، مادر) خوانده
فرزندخواندگی
جذاب
عاشق بودن
تکیه دادن
آدرنالین
نشانی
فرستادن
ماهر
بزرگسال
قید (در دستور زبان)
دشمن
مخالف
سختی
هوایی
فرودگاه
خوشرو
ضعیف کردن
ضعف
کار
باعث نشست (جایی) شدن
تخصیص
عاطفی
علاقه
نصب آگهی
پوستر
شباهت
تایید
اثبات کردن
رخنمون (زمینشناسی) برونزد
اضطراب
وحشتزده کردن
آزاد کردن
وحشتناک
رویارویی
روبهرو شدن
تا
آفریقایی • (فرد) آفریقایی
آفریقا
آفریقای جنوبی