آزار دهنده
دلخوری
اذیت کردن
عقیق
سن
مسن
در اوج شکوفایی (سنی)
آژانس مطبوعاتی
آژانس مسافرتی
بنگاه معاملات ملکی
ترتیب
یادداشت روزانه
پاسبان
مامور پلیس
عامل املاک و مستغلات
تجمع
تشدید
تشدید کردن
عمل کردن
آشوبگر
آشفته
گوشت بره
احتضار
قزن
منگنه
گسترش
دلنشین
حمله کردن
پرخاشگر
تجاوز
(مربوط به) کشاورزی
کشاورز
مرکبات
دستیار پرستار
کمک کردن
عقاب
ترش
ترش شدن
تیز
زمرد کبود (رنگ)
(در راهآهن) سوزنبانی
سوزن
سیر (گیاه)
بال
بالدار
جای دیگر
دوست داشتنی
دوست داشتن
کشاله ران
فرزند بزرگتر
نوعی سس سیر اسپانیایی
هوا
منطقه غذا,محل غذا
آسان
به آسانی
زیربغل
تنگ
تنظیم
آلارم ضد نفوذ,سیستم هشدار امنیتی
آلبوم
الکل
الکلدار • (فرد) الکلی
افراط در نوشیدن مشروبات الکلی
پیشامد غیرمنتظره
خبر دادن
اسب بلوطی,اسب قهوهای مایل به قرمز
الجزیره
اهل الجزایر • الجزایری
جلبک
ارائه ادله و شواهد مبنی بر عدم حضور در محل وقوع جرم
ماده غذایی
غذای جامد,خوراک جامد
غذایی
مواد غذایی
تغذیه متعادل
غذا دادن
به (بچه) شیر مادر دادن
وسوسه کردن
راه ورودی
سبک
سبک کردن
تمثیل
آلمان,جمهوری فدرال آلمان
آلمانی • زبان آلمانی
رفتن • بلیط یک طرفه
پر واضح بودن
بلیت رفت
بلیت رفت و برگشت
حساسیت
حساسیت (به چیزی)
آلیاژ
حلقه ازدواج
متحد • متحد
متحد کردن
الیگاتور (نوعی تمساح)
واج آرایی
کمک هزینه
نطق
کشیده
بلندتر شدن