اعتراف کردن
اعتراف
کانفتی
قابلاطمینان
بااعتمادبهنفس
اعتمادبهنفس
در میان گذاشتن
محرمانه
تنظیمات
نصب کردن
حبس,انزوا
قرنطینه کردن,تعطیل کردن
تأیید کردن
مصادره
توقیف کردن
شکلاتفروشی
سطح درگیری
مشکلآفرین
درگیری
همرنگ جماعت
راحت
مقابلهای,تهاجمی
مقایسه کردن
همبنیانگذار
گیج
گیج کردن
انجماد
توقف حقوق و دستمزد
یخزده
فریزر
بهخاطر سرمای شدید آسیب دیدن
گرفتگی (پزشکی)
قرمز
ترافیک,گرفتگی ترافیک
نماینده
کنگره
مخروطی
مجموعه
افسون
تحمل کردن
یادبود
گرامی داشتن
شوک
صدمه مغزی
شوکه
شوکه کردن,تکان دادن
تکاندهنده
تحتتأثیر قرار دادن
قابل تعویض,قابل تبدیل
معنای ضمنی
مخروط
مخروط ترافیکی
شناختن
مشهور • آشنا
دانش
فتح
فاتح
فتح کردن
مقدسشده
آگاه
پیامد
متوالی
گرفتن
قصه
مشاور
نصیحت
توافق
آسانگیر
سرایدار
کنسرو
حفظ
سنتی • محافظه کار
محافظهکاری
مواد نگهدارنده
حفظ کردن
دانشکده هنرهای زیبا (بهویژه موسیقی)
باملاحظه
در نظر گرفتن
بخش امانات (در هتل و ...)
کنسول
کنسول بازی
ادغام
مستحکم کردن
توطئه
توطئهگر • توطئهآمیز
توطئه کردن
مدرک
با پشتکار
شامل بودن
صورت فلکی
حیرت
شگفتزده کردن
قانون اساسی
مطابق قانون اساسی
مشروطیت