جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
La confesión
01
اعتراف
acto de admitir o declarar algo que se ha hecho , especialmente un pecado
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
جنس دستوری
مؤنث
شکل جمع
confesiones
مثالها
Hice mi confesión al sacerdote.
من اعتراف خود را به کشیش کردم.



























