جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
El conjunto
01
مجموعه, کالکشن، کلکسیون
un grupo de elementos que forman un todo
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
ساده
قابل شمارش
جنس دستوری
مذکر
شکل جمع
conjuntos
مثالها
El museo exhibe un conjunto de pinturas del siglo XVIII.
موزه مجموعهای از نقاشیهای قرن هجدهم را به نمایش میگذارد.
02
گروه, انجمن
un grupo de músicos, actores o bailarines que actúan juntos
مثالها
Un conjunto de cámara interpretó piezas de Mozart.
یک گروه مجلسی قطعات موتزارت را اجرا کرد.



























