جبران کردن
خبرنگار اعزامی
گاوبازی
جریان • متداول
جریان فلسفی
اثبات کردن
پوساندن
فاسد کردن
فساد
فاسد (از نظر اخلاقی)
کرست
چراغ پایین,نور پایین
سیمچین
قطع کننده مدار,فیوز
خجالتی • کورتادو
برشکار
کالباسبر
برش شیشه,ابزار برش شیشه
آتشبر
خرد کردن
برش لایهای,لایهلایه کردن
ناخنگیر
بریدگی
مدل موی تراشیده
کوتاهی مو
اظهار عشق کردن
مودب
درباری
ادب
پوسته
خانه روستایی
پرده
پرده حمام
پرده
کوتاه (مسافت) • فیلم کوتاه
فیلم کوتاه
زانوی پا (اسب، گربه و...)
چیز
برداشت
برداشت کردن
دوختن
زیبایی • لوازم آرایش
کیهانی
چندملیتی
یک کوکتل کاسمپولیتن,یک کاسمپولیتن
ساحل
کاستاریکا
هزینه داشتن
کاستاریکایی
دنده
هزینه
پوسته,دلمه
عادت
خیاطی
جعبه خیاطی
مقایسه کردن
روزانه
پرطرفدار
پرداخت کردن
(موسیقی) کانتری
گرگ صحرایی
جمجمه
دهانه آتشفشان
مداد شمعی,مداد رنگی
خالق
ایجادکننده محتوا
خلق کردن
خلاقیت
خلاق
رشد کردن
روبهرشد
رشد
واحد (درسی)
اعتقاد
باور داشتن
زودباور
خامه • کرم (رنگ)
خامه زدهشده
کرم اصلاح
کرم دست
کرم صورت
مرطوبکننده
سوزاندن
زیپ
سوزاندن جسد,کرماسیون کردن
خامهای
فرفری • فر (مو)
کرپ
معتقد • معتقد
توله
پرورشدهنده
تربیت
تربیت فرزندان
بزرگ کردن